گل فروش با استعداد
دیروز داشتم از خرید برمیگشتم که پشت چراغ قرمز دیدم یه پسر نوجوانی داره گل می فروشه.
جلوی ماشین من دو تا شاسی سانتافه بود و پیش خودم گفتم که من با ماشین ال نود مشتری دندون گیری برای دوست گل فروش نیستم و حتما میره سراغ شاسی بلند.
همینطور هم شد اما هیچ کدوم از دو شاسی بلند نامبرده شیشه ماشین رو پایین نیاوردن و در کمال ناباوری دیدم سوژه بعدی گل فروش منم!
با ذکر یا ابالفضل شیشه ماشینو پایین آوردم و بعد از خوش و بش با پسر نوجوان گفتم گل نمیخوام. مطابق معمول همون پیشنهادات همیشگی که برای خانومت بخر که گفتم ازدواج نکردم؛ پس برای نامزد یا دوست دخترت بخر که گفتم متاسفانه اونم ندارم!
پیش خودم گفتم که دیگه آخرین تیر ترکش دوست گل فروش هم به سنگ خورد و احتمالا دیگه ازم قطع امید میکنه. اما دیدم از دسته ی گل هاش یه شاخه گل برداشت و گفت همینکه تو این گرما شیشه ماشین و پایین آوردی و باهام صحبت کردی، این شاخه گل هم هدیه من به تو باصفا؛
من که ازین ابراز محبت گل فروش منقلب شده بودم، یهو فاز پهلوان تختی برداشتم و لِنگ رو در اختیار حریف گذاشتم تا خاکم کنه و نهایتاً چند تا شاخه گل ازش خریدم!
همونجا متوجه شدم که دیدن رفتار خوب در مشتری و تعریف و تمجید اون رفتار چقدر میتونه در بدست آوردن دل اون مشتری تاثیر گذار باشه. جا داشت یه مدرک PhD مارکتینگ به دوست گل فروش میدادی؛
- ۰۳/۰۵/۰۲
قلم زیبایی دارید :)
راستی برای خرید از چابهار میتونید از سالیکا ثبت سفارش کنین.
آدرس فروشگاه تقدیمتون: https://sallika.com